السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
74
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
انسان را به حركت در مىآورد قلب است و نه عقل مجرد . قلب آن چيزى است كه روانشناسى آن را « حب ذات » نام مىنهد و اوست كه انگيزنده و محرك اساسى به سمت هر چيزى است . محرك عبارت است از شوق و حب و عاطفه و نه فكر مجرد هر چند كه فكر صحيح و سليم و به لحاظ تئوريك قوى باشد ليكن سلامت نظرى آن در صورتى كه از آن توقع تأثيرگذارى اجتماعى داشته باشيم ، به تنهايى كفايت نمىكند ، بلكه ناگزير بايد به عالم وجدان فردى فرود آيد . بايد فكر به شوق و حب تبديل شود . راز اين كه انبياء الهى ( عليهم السّلام ) توانستهاند جامعهء بشرى و تاريخ را تغيير دهند ولى فلاسفه نتوانستهاند على رغم افكار و استدلالاتى كه چه بسا از كتب و احاديث انبياء كمتر نباشد - و يا لا اقل نسبت به برخى از انبياء عظام ( عليهم السّلام ) - تغييرى جوهرى و مشهود در تاريخ بشريت ايجاد كنند . يكى از عوامل اين پديده در واقع همين است كه فلاسفه با زبان عقل مجرد سخن مىگويند و نمىتوانند از عالم عقل به عالم قلب فرود آيند و يا قلوب و احساسات مردم و فطرت آنها نجوا كنند . انسان ناگزير بايد الگويى مجسم و حسى در تربيت انسان داشته باشد . امر دوم : انسان به جهت حسى بودن ، از امر محسوس بيشتر از امر معقول تأثير مىپذيرد ، از الگويى كه مجسم پيش